الشيخ محمد هادي معرفة

33

علوم قرآنى (فارسى)

مىكند كه پيامبر است ؟ ! اين داستان ، علاوة بر آن كه با مقام شامخ نبوّت منافاة دارد ، با ظواهر آيات وروايات صادره از أهل بيت عليهم السّلام نيز مخالف است . در اينجا ضمن بيان أقوال برخى بزرگان دربارهء اين داستان ، به ذكر دلايل ساختگى بودن آن مىپردازيم : قاضى عياض « 1 » ( متوفاى 544 ) در بيان اين نكته كه امر وحى بر شخص پيامبر فاقد هرگونه ابهام وشك است مىگويد : « هرگز نشايد كه إبليس در صورت فرشته در آمده وامر را بر پيامبر مشتبه سازد ، نه در آغاز بعثت ونه پس از آن . وهمين آرامش واستوارى واعتماد به نفس ، كه پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله در اين‌گونه مواقع از خود نشان داد ، خود يكى از دلايل اعجاز نبوّت به شمار مىرود . آرى هرگز پيامبر شك نمىكند وترديد به خود راه نمىدهد كه آن كه بر أو آمده فرشته است واز جانب حق تعالى پيام آورده است . به طور قطع امر بر أو آشكار است ؛ زيرا حكمت الهى اقتضا مىكند كه امر بر وى كاملا روشن شود . تا آشكارا آن چه مىبيند ، لمس كند يا دلايل كافى در اختيار أو قرار مىدهد تا كلمات اللّه ثابت واستوار جلوه كند « وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ » « 2 » . امين الاسلام طبرسى نيز بيان مىكند كه براي آنكه پيامبر بتواند ديگران را با وحى هدايت نمايد ، خود بايد از هرگونه خطا واشتباه در دريافت وحى مصون باشد . لذا در تفسير سورهء مدّثّر مىگويد : « إنّ اللّه لا يوحي إلى رسوله إلّا بالبراهين النيّرة والآيات البيّنة الدالّة على أنّ ما يوحى إليه إنّما هو من اللّه تعالى فلا يحتاج إلى شيء سواها لا يفزّع ولا يفزع ولا يفرق » « 3 » ؛ به درستى كه خداوند وحى نمىكند به رسولي مگر با دلايل روشن ونشانه‌هاى آشكار كه خود دلالت دارد بر اين كه آن چه بر أو وحى مىشود ، از جانب حق تعالى است وبه چيز ديگرى نياز ندارد . هرگز

--> ( 1 ) قاضى عياض از بزرگان ودانشمندان اندلس بود . ابن خلكان گويد : « كان إمام وقته في الحديث وعلومه والنحو واللغة وكلام العرب وأيامهم وأنسابهم وصنف التصانيف المفيدة ( وفيات الأعيان ، ج 3 ، ص 483 . شمارهء 511 ) . ( 2 ) انعام 6 : 115 . ر . ك : رسالة الشفاء بتعريف حقوق المصطفى ؛ ج 2 ، ص 112 . شرح ملّا على القارى ؛ ج 2 ، ص 563 . ( 3 ) أبو الفضل طبرسى ؛ مجمع البيان ( تفسير طبرسى ) ، ج 10 ، ص 384 .